أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
54
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
سنان عدو افكن سرفراز * ازو گشته كوتاه عمر دراز به تعظيم پيكان كمان خم شده * به هر چلّه سوفار همدم شده « 1 » گران آنچنان گرز در كارزار * كه از سايهاش كوه گردد غبار از جانبين به تعبيهء لشكر و سپاه « 2 » بهادران آگاه را معيّن و مقرّر كردند و در ميدان محاربه و مجادله بساط مقابله و مقاتله گستردند « 3 » . شاه صفدر بعد از تسويهء صفوف بر روى صف لشكر گذر فرموده غازيان مغازى را از دولت ملاقات سرافرازى داده ، بر رسوخ دم و ثبات قدم تحريص و تحريض مىنمود و ايشان را در حيات و ممات به عزّ ترقّى درجات مژده بر مژده مىافزود و ايشان نيز در برابر آن مرشد آگاه و آن صاحب رشد خانقاه ديهيم و گاه جواب دلخواه « وَ ما لَنا أَلَّا نُقاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ » « 4 » به سمع اختيار و انتباه مىرسانيدند و خاطر عاطرش را از مظنّهء خوف و هراس كه مبادا از كثرت آن لشكر بىقياس بر ضماير حقايقشناس ايشان طارى شده باشد ، مىرهانيدند . قال امير المؤمنين عليه السّلام . الشعر : اىّ يومىّ من الموت افرّ * يوم ما قدّر او يوم قدّر « 5 » مرد بايد كه ز شمشير نگرداند روى * ورنه از خانه همان به كه به ميدان نرود و از آن جانب هم مخالفان درهم به آرايش لشكر مشغول گشته ، قول و جوانغار و برانغار [ 68 ] را به پردلى و دستيارى ذلّت و ضلالت و ادبار قوىبازو ساختند و مقدمهء جهالت را پيش فرستاده ساقهء عاقبتانديشى را در قفاى سر انداختند . غافل از آنكه تسويل نفس « 6 » ذليل برحسب صادقهء « بَلْ سَوَّلَتْ لَكُمْ أَنْفُسُكُمْ أَمْراً » « 7 » قبايح اعمال ايشان را
--> ( 1 ) . و : به هر چلّه سوفار همدم شده به تعظيم پيكان كمان خم شده . ( 2 ) . و : سپاه و لشكر . ( 3 ) . م . و : گسترد . ( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 246 . « چرا در راه خدا نجنگيم » . ( 5 ) . ديوان حضرت على ، ص 45 . در كدام يك ( از اين ) دو روزم از موت فرار كنم ، آن روز كه ( موت ) مقدّر نشده يا آن روز كه تقدير شده . ( 6 ) . و : نفيس . ( 7 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 18 « نفس شما ، كارى را در نظرتان بياراسته است » .